تبليغاتX
JavaScript Codes JavaScript Codes منتظران قائم(عج)
           بسم رب الشهداء والصدیقین

ای کوچه گرد روضه ها، اي هميشه داغدار عصر عاشورا،

امسال فاطمیه از درک حضور جسمانی ات محروم ماندیم.

به صدای هق هق گریه ها و اشک هایت عادت کرده بودیم

و اینک جای خالیت در راس مجلس ملموس است.

می گویند پرونده شهادت به دست مادر شهیدان امضا می گردد

و تنها کسانی موفق به اخذ امضای حضرتش می گردند که

محرم فاطمه(س)و فرزند او باشند.

              پس سلام ما را به مادرت برسان.

                پس سلام ما را به مادرت برسان

                  پس سلام ما را به مادرت برسان

منتئران قاةم(عج)

آه که چه دوست دارم برایم از برزخ بگوئی، از روزهائی که

در جمع شهدا به محضر حضرت روح اله می روید.

از لذت وحال و هوای با شهدا بودن از صمیمیت شهدا 

از کلاسهائی که آقا سید مرتضی آوینی برگزار می کند،راستی 

یکی از رفقا خواب دیده کنار سید مرتضی هستی سلام ما

رو هم برسون از گلاب پاش جبهه ها حاج رضا، از عمو حسن

 که انتظارحاج بخشی رو می کشه، از مداحی شهید صنیع خانی

 محسن گلستانی، داوود عابدی و حسن شیخ آذری و تمام آنچه که

در دنیا حسرتش را داشتی تا زمان جنگ بزرگ بودی ومی دیدی.

خوشا به حالت که اکنون بزرگ شدی و می بینی،راستی

میگویند: آنجا خود اهلبیت هستند که برایتان روضه می خوانند

پس باز هم سلام ما را به مادرت برسان.

منتظران قاةم(عج)

وقتی غلامعلی رجبی روضه علی اصغر(ع) می خواند یا

سید احمد پلارک شور می دهد و صلوات می فرستد و وقتی

رضا آغاسی مدح امیر المومنین(ع) می خواند،

                    جای ما را خالی کن

به پسر ننه علی بگو که دل مادرش چقدر برایش تنگ است.وقتی

اتل متل های ابوالفضل سپهر را می شنوی یاد ما خواب رفتگان

 دنیا هم باش و برای بیداری از خواب غفلتمان دعا کن.

وقتی آقا سید مرتضی سید شهدای اهل قلم از ایسمها و سوسیالیسم و

چه و چه می گوید آرام و متفکرانه گوش بده و هنگامی که حاج همت

را دیدی بگو غبار دنیا اجازه نمی دهد که سخن سردار خیبر را

در گوشهایم زمزمه کنم و آن اینکه:

           « حاشا بچه بسیجی میدان را خالی کند»

به هیئت گردان کمیل سری بزن و محمد زندی را در اداره هیئت

یاری کن علی الخصوص وقتی سید عطا میانداری میکند، راستی

بگو شیرزاد را دعا کنند که حالش اصلا خوب نیست.

به حاج محسن دین شعاری و بچه های تخریب بگو که حاج حسین

کربلائی برای پریدن لحظه شماری می کند و منتظر است تا شما

کارش را درست کنید.

از احمد متوسلیان برای خانواده اش خبری بیار و اگر حاج احمد

هنوز آنجا نیامده بود با پدرش گرم بگیر.

به حاج رضا چقلی حاجی را بکن و بگو حاج بخشی حنایش غبار

گرفته شده ودر شیشه عطر گازوئیل پر می کند.اگر باکری را دیدی

بگو در وصیتنامه ات یک دسته را از قلم انداختی، دسته چهارم وآن

کسانی هستند که تا آخر مبارزه می کنند ودر حسرت شهادت می سوزند

و میسازند...

به شهید بروجردی بگو اله کرم را هم به خارج از کشور فرستادند.به

بچه های لشکر ۲۷ بگو حاج سعید قاسمی هنوز دنبال کار فرهنگی است

ول کن نیست.           

                               آه محمود

دادستان دادگاه تنها رو، فرماندار کرج، انتخابات ریاست جمهوری

هاشمی و احمدی نژاد، آزار و اذیت دولت و رییس جمهور عدالتخواه

و چوب لای چرخ دولت گذاشتن،مفاسد اقتصادی و...چقدر حرفها

 داری که برای شهدا بزنی و چه درد دلها که نگاه داشته بودی تا با

شهدا در کنی؟

منتظران قاةم(عج)

تازه می فهمم که چقدر راحت می توانم با تو صحبت کنم و اما آخرین 

خواهش من اینکه::

به هر طریق که میسر شد در محضر مادر برای امضای پرونده ما تلاش کن

                           یا علی     

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 
       بسم رب المهدي

محمود را چه کسانی کشتندوچه کسانی تکریم کردند؟

قاتل محمود ازکجا آمده بود و اینکه این قاتل ازدارای چه

 

اندیشه و چه انگیزه ای است؟این سئوالات و یا موارد مشابه

 

از جمله سئوالاتی است که خیلی ها این روزها به دنبال

 

جوابی برای آن می گردند.برای پاسخ به این سئوال به مرور

 

 چند اتفاق ساده در طول چند سال قبل می پردازیم.جنگ تمام

 

شد و مدیریت به اصطلاح سازندگی آغاز.

 

استقراض خارجی که خیلی ها به آن می بالند،بدین شرط مورد

 

 موافقت بانک جهانی صهیونیستی و صندوق بین المللی پول

 

 صهیونیستی قرار می گیردکه فرهنگ حاکم برمدیریت  اجرائی

 

کشور تغییر کرده و متولیانی در رأس قرار گیرندکه با ساز

 

و کارهای فرهنگ غرب اجین باشند،آزادیبیان یا ایجاد شبهه در

 

 دین از ابزارهایتغییر فرهنگ ارزشی است که متولیان اجرائی

 

 زیر بار پذیرش آن رفته اند،نشریه گردون برای اولین بار به شدت

 

به چادر و عفاف حمله می کند و در اول دهه 70 نشریه بهمن عطااله

 

 مهاجرانی معاونت پارلمانی وقت رئیس جمهور دومین حمله شدید

 

را نسبت به چادر و حجاب آغاز می کند واز آن روز تازیدن به عفاف

 

 و  دین آغاز می شود.

 

پس از دو سال دختر رئیس جمهور وقت با ظاهری متفاوت از گذشته

 

در حالی که منادی دعوت ازدختران بزک کرده برای دوچرخه سواری

 

 در خیابانهای تهران وپارک چیتگر می باشد با شلوار جین در عرصه

 

مدیریت کشور ظاهر می شود و پیامبری مانکن های خیابانی را عهده دار

 

می گردد.فائزه با مژده دوچرخه سواری دختران و آزادی و کوبیدن بر

 

طبل دفاع از حقوق زن و فمنیسم وتساوی زن و مرد به جنگ ارزشها

 

آمده است.رئیس جمهور نیز در خطبه نمازجمعه تهران از حجاب کامل

 

 بودن روسری و مانتو میگوید و شهردار نورچشمی اش یعنی کرباسچی

 

 بعد از چندین سال از انقلاب رسم دوران طاغوت یعنی مسابقه انتخاب

 

 دختر شایسته را در فرهنگسرای بهمن برگزار می کند.

 

کلاس ارگ،پیانو و حرکات موزون(رقص سابق)از جمله آموزشهای

 

شهردار ضد ارزش تهران می گردد و بعد از برگزاری همایش معروف

 

شهر ما شهر اروپا در فرهنگسرای خاوران دقیقا بعد از فرمایش رهبر معظم

 

 انقلاب در تأکید به شهر سازی اسلامی تمام تلاش برای تغییر فرهنگ

 

شهر تهران و تبدیل به شهرهای اروپائی آغاز می شود.

 

اروپا با شهید و نامش ناآشناست،پس خیابانهای تهران از نام شهیدان تغییر

 

 می یابد و به لادن و شقایق و نسترن تبدیل می شود و دیگر اینجاست که

 

شهرداری عکس شهید بهشتی را در میدان هفت تیر تحمل نمی کند.

 

آیا محمود های آن روز شعارهای زیر را تکرار نمیکردند؟

 

            شماکه در شهر ما سیاست می گذارید          

            فرهنگ شهدا در فرهنگسرا بگذارید   

            زینت شهر تهران نام شهیدان ماست          

             مخالف نام شهید دشمن دین خداست

        کاخ سازی و برج سازی بر ضد انقلاب است     

           مروج این فساد شهرداری تهران است

 

در این دوران مشعل هدایتگر انقلاب مسأله تهاجم فرهنگی را مطرح

 

 و سپس از شبیخون و بعد قتل عام فرهنگی سخن به میان آورد اما

 

افسوس که عده ای درک نکردند.

 

            چه زیبا فرمود سیدنا که:

 

  «مسأله شبیخون فرهنگی مثل کوبیدن بر طبل است

     که کسی بر طبل می کوبید گفتند چرا صدایش

         نمی آید؟صدایش فردا شنیدنی است»

 

 و امروز فردای کوبیدن بر طبل دیروزاست همان دیروزی که رئیس

 

 جمهور وقت در خطبه نمازجمعه گفت: ما تهاجم فرهنگی نداریم تبادل

 

 فرهنگی داریم.فرهنگ و اقتصاد علت و معلول یکدیگرند اگر فرهنگ

 

 تغییر کند اقتصاد را تغییر می دهد و اگر اقتصاد خراب شود فرهنگ

 

 بیمار می شود شاید به همین دلیل بود که در سیاست خصوصی سازی

 

 در چهار سال دوم مدیریت سازندگی که با غارت بیت المال و واگذاری

 

منابع ملی به رانت خواران همراه بود فحشا و بی بند باری به اوج رسید

و

همراه با پیدایش طبقه نو کیسه گان زر اندوز،گروه های رپ و هوی متال

 

و راک و... در خیابان های تهران رو نمائی گردیدند.حرام خواری ابتذال

 

 را ترویج داد و نهال فحشا توسط سر کارگزاران بازندگی کاشته شد.

 

و اما اصلاحات این نطفه منعقد گشته از حرام آغاز گردید.آنچه در دوران

 

سازندگی پنهان از ارزش زدائی رسمی آمده بود آنگونه بود،وای بر این

 

که اصلاحات بدون حجاب گفتار بنام زدودن ارزشهای الهی جلوه نموده

 

است وتوخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

روزی نبود که به حجاب تعرض نگردد و روزنامه های جامعه لجنی وزدنی

 

در تعرض به دین و ایجاد شبهه در دین چه هانکردند.آن روز که استاد

 

 دانشگاه از سر دختر محجبه چادر کشید ودر نهایت بی شرمی تشویق شد

 

 و آن روز در کوی دانشگاه و خیابانهای تهران در پوشش کامل امنیتی

 

وزارت کشور،،عبداله نوری روسری و چادر آتش زدند روز ختم ارزشها

 

در این مملکت بود.

 

آن روزکه وزیر درن ستیز ارشاد رییس جمهور وقت عطاءا... مهاجرانی

 

 علیه حجاب جنگ رسانه ای را فرماندهیکرد و جسارت را تا بدانجا برد که

 

 شهادت را خشونت طلبی و دفاع مقدس را برادر کشی خواند،،روز شهادت

 

 محمودها آن روز بود نه امروز.

 

آن روزهزاران محمود دردمند ذره ذره سوختند و دق کردند و

 

امروز اثرات آن روزاست.

 

           ای دولت نهم؛

 

آه ای فرشته رهائی تو منادی بازگشت به ارزشهای فراموش

 

شده هستی!محمود ها را از دق کردن و سوختن نجات بده.

 

    ای احمدی نژاد سربازاسلام

 

اگر شریان فساد اقتصادی را قطع کنی شیشه عمر دیو ابتذال

 

                  و فحشا را شکسته ای.

 

عدالتخواهان و محمود و محمودها چشم به تو دوخته اند،

 

 ای آرش ایران زمین شیشه عمر دیو را نشانه بگیر.

 

                 يا علي مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 
            بسم رب المهدی

به نام خدائی که عشق مجازی را برای رسیدن به عشق الهی

آفریده دنیا مانند مسافرخانه است و انسان مثل مسافری در حال عبور

از آن می باشد که بعد از اتمام عمر و آمدن اجل به سرای آخرت

و ابدیت خواهد شتافت .

پس ای انسان،يك مسافرت طولاني در پيش داري سفري كه به تنهائي

آغاز مي كني و با غربت و تنهائي همراه است،حتي دوستان و نزديكان

نيز نمي توانند كاري برايت انجام دهند تنها همراهت اعمالت و آن چيزي است 

 كه در دنيا انجام داده اي و از دنيا با خود مي بري.توشه اي كه انسان

از اين دنيا مي برد عمل صالح و تقواي الهي است كه قرآن مي فرمايد:

   توشه برداريد بدرستيكه بهترين توشه ها تقواي الهي است

          (اینم حرف رفقای شهید)

اين هم يه پرنده ي ديگه كه پر زد حالا منو تو سر گرم بازي هاي دنيا

باشيم اما اين سكه دو رو دارد اونم اينه كه چي شد كه يه آدم هوس باز

آنقدر به خودش جرأت ميده كه يه آمر به معروف و ناهي از منكر رو

به اين شكل همرنگ خاك كوچه هاي بني هاشم كنه///

روحانيون مساجد منظريه و وحدت وشهرك ۱۱۰ و مساجد فرديس

كلاشون رو بزارن بالاتر مسئولين بسيج هم همينطوراگر سيل بياد تا

 زانوي همه مياد بالا اگه حركتي براي احياي اين فرضيه مهم نشه

ديگه سيل نگاه نمي كنه اينجا مسجده اين مسجديه اينجا بسيجه اين بسيجيه

 اينجا هيئته اينم هيئتيه بلكه همه رو آب مي بره........

             كلاه ها بالا....

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8:37 بعد از ظهر  توسط مهدی   | 
                        بسم رب المهدی

              بسم رب الشهداء والصدیقین

     جمعه هفته پیش بود تاریخ۳/۳/ ۸۷تو هیئت با هم سینه زدیم

    خداحافظیش مثل قبل نبود،همیشه میومد با همه دست میداد و

   میرفت ولی این دفعه رفت جلوی در ایستاد وگفت یا علی ما رفتیم،

     از هیئت رفت بیرون یه پیامک داد به یکی از بچه ها وگفت:

                        خداحافظ گلم،،

    منتظران قائم(عج)

خیلی دوست داشت تو فاطمیه شهیدبشه،شنبه بهم خبر دادن که محمود

شهید شدکه متاسفانه برای غسل دادن نرسیدم،دو هفته قبل ازشهادتش تو تشییع

جنازه یکی ازرفقای بسیجیمون محمد لرستانی(ذاکر اهلبیت) رو میگم،

می گفت:یعنی میشه پشت جنازه من هم ذکر ارباب رو بگن،

الحمدلله رفت جزء شهدای امر به معروف که محدود هستند و تو این

 زمونه گلچین میشن به آرزوش رسید وتوفاطمیه شهید شد،

یادش بخیر،چطور تو روضه ها گریه میکرد،

یادش بخیر،چطور توسینه زنیها میونداری می کرد،

یادش بخیر چطور برای اربابش نوحه می خوند،

در آخر هم مثل اربابش با لب خونی و دهان

خونی و مثل مادرمون حضرت زهرا(س)با صورت

 کبود وسینه وپهلوی شکسته رفت پیشمادرش

                 حضرت زهرا(س)،

منتظران قائم(عج)

توزمستون با موتور میرفت هیئت،وقتی میگفتی:تو این سرما با موتور نرو

                  میگفت:وقت تنگه دادا  ...

محمود جان،با رفتنت نشان دادی که در باغ شهادت بازباز است

محمود جان،با رفتنت نشان دادی که میشه تواین زمونه

 مثل ارباب برای امربه معروف قیام کرد.

محمود جان،بارفتنت خیلی چیزها روشن شد، نقاب از چهره

بعضی هاکه مدعی جنگ و بسیجی وحزب اللهی وغیره...

بود برداشته شد.

اف بر کسی یا کسانی که بی اهمیت از کنار شهید وخون شهیدان

 میگذرند(قابل توجه بعضی مدعیان). 

محمود جان،نرفته دلم برات تنگ شده رفیق.من تو سینه زنیها یادت

 میکنم،تو هم پیش ارباب یادم کن.

                                   محمود جان:التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 7:43 قبل از ظهر  توسط مهدی   | 

                             بازآمد فاطمیه ماه عشق          

                     ماه گریه بهر مام شاه عشق

                         آمده دل راکند غرق عزا                

                     در درون دل کند طوفان به پا

                     فاطمه خود راسپر کردبهر یار       

                سینه اش زخمی شده از عشق یار

                   کاش نجار مدینه در نمی ساخت      

                تا که مادر پشت آن جانش نمی باخت

                    بچه ها از ترس شبها را نخفتند      

                      ناله های پرغم مادر شنفتند

                      مجتبی را بین زبانش بند آمد        

                    در میان کوچه عرش بر خاک آمد

                   بین امیر المومنین با حال محزون      

                  دستش گرفته بر دعا با قلب پرخون

                    گوید چرا با سن کم یادر جوانی          

                  پهلو شکسته گشته وقامت کمانی

              مادر میان بستر است فکرش همین است   

               گوید که روزی این حسینم بر زمین است

  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط مهدی   |